هشدار دوباره برای اقتصاد خوزستان؛ چالش مدیریت انرژی پیش از آغاز فصل سرد

در حالی‌که محدودیت‌های گاز در بسیاری از استان‌ها هنوز اعمال نشده، خوزستان بار دیگر زودتر از موعد با این بحران روبه‌رو شده است؛ استانی که نقش محوری در تولید صنعتی جنوب‌غرب کشور دارد و صنایع مادر آن—از فولاد تا پتروشیمی و سیمان—از ستون‌های اصلی اشتغال و ارزش‌آفرینی ملی به شمار می‌روند. آغاز پیش‌رس این محدودیت‌ها نشان‌دهنده صرفاً یک مشکل عملیاتی نیست؛ بلکه علامتی از تداوم ناترازی و ضعف برنامه‌ریزی در مدیریت انرژی است. مسأله‌ای که اگر به‌سرعت ساماندهی نشود، زمستانی دشوار و پرهزینه را برای اقتصاد استان و حتی کشور رقم خواهد زد.

خوزستان برخلاف تصوری که گاه در سطح ملی وجود دارد، تنها یک استان نفت‌خیز نیست؛ یکی از بزرگ‌ترین مراکز تولید فولاد کشور در همین منطقه قرار دارد. شرکت فولاد خوزستان و مجموعه صنایع پیرامونی آن طی سال‌ها بخشی مهم از نیاز داخلی و سهم قابل‌توجهی از صادرات غیرنفتی ایران را تأمین کرده‌اند. در چنین شرایطی، آغاز محدودیت گاز از ابتدای پاییز، معنایی روشن دارد: تهدید مستقیم تولید، اشتغال و منابع درآمدی استان.

قابل قبول نیست که استانی با این حجم از فعالیت صنعتی، نخستین قربانی ناترازی انرژی باشد. مدیریت صحیح منابع به معنای تعطیل کردن واحدهای تولیدی یا کاهش ظرفیت آن‌ها نیست، بلکه مستلزم برنامه‌ریزی دقیق، اصلاح شبکه انتقال، مدیریت مصرف و تعیین اولویت‌های روشن در توزیع انرژی است تا تولید به گلوگاه فشار تبدیل نشود.

این واقعیت که خوزستان—با وجود سهم بالای خود در تولید انرژی کشور—در عمل مشابه سایر استان‌ها با محدودیت‌های سراسری مواجه می‌شود، پیام نگران‌کننده‌ای برای آینده مدیریت انرژی دارد: نبود نگاه راهبردی، تصمیم‌های مقطعی و کوتاه‌مدت را جایگزین برنامه‌ریزی بلندمدت کرده است. پیامدهای چنین رویکردی نیز با کاهش ظرفیت تولید، توقف یا افت صادرات، کاهش نقدینگی و فشار مضاعف بر اشتغال و معیشت هزاران کارگر خود را نشان می‌دهد.

در صنعت فولاد، هر روز اختلال در تأمین گاز برابر است با میلیون‌ها دلار زیان غیرقابل جبران. زنجیره تولید فولاد یک فرآیند پیوسته است و توقف هر بخش، کل چرخه را مختل می‌کند. اقتصاد کشور که هم‌اکنون با مشکلات ناشی از تورم، تحریم و نوسانات ارزی دست‌وپنجه نرم می‌کند، تاب‌آوری چندانی برای پذیرش یک شوک جدید ندارد—خصوصاً در استانی که کاهش تولید، آثار اجتماعی و امنیتی فوری به همراه دارد.

خوزستان نمی‌تواند با الگوهای عمومی و یکسان‌سازی‌شده اداره شود. این استان نیازمند یک مدل اختصاصی مدیریت انرژی است؛ مدلی که در آن صنایع مادر از اولویت تأمین برخوردار باشند، ناترازی‌ها از طریق مدیریت مصرف بخش خانگی و خدماتی جبران شود، و توسعه صنعتی تنها زمانی انجام گیرد که زیرساخت‌های انرژی پایدار فراهم شده باشد.

خوزستان بارها ثابت کرده است که می‌تواند پیشران صنعتی کشور باشد، اما این توانمندی بدون تأمین انرژی مطمئن تداوم نخواهد داشت. خاموش شدن چرخ تولید در این استان، خاموشی یک منطقه نیست؛ هشدار جدی برای بخشی از اقتصاد ملی است.